تبلیغات
حدیث نار و نی
حدیث نار و نی
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه‌ها
نوشته شده در تاریخ جمعه 18 آذر 1390 توسط N. Renik | نظرات ()


کاش بارانی ببارد ، قلبها را تر کند


بگذرد از هفت بند ما ، صدا را تر کند


 
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها


رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند


 
بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را


شاخه های خشک و بی بار دعا را تر کند


 
مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت


سرزمین سینه ها تا نا کجا را تر کند


 
چترهاتان را ببندید ای به ساحل مانده ها


شاید این باران که می بارد شما را تر کند





مرام چشم من
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 9 آبان 1390 توسط N. Renik | نظرات ()

بر من بتاب ای ماه من امشب زبام  چشم من


روشن کن از دیدار خود ایوان شام  چشم من


.
مهتاب شب های دلم روشن ز نور چشم توست


مُلک نگاهت را بکن امشب  به  نام  چشم  من


.
افکنده ام  بر  بوی  تو صد  دانه  بر  بام  دلم


ای مرغ خوش آوای من بنشین به دام چشم من


.
من  مست  جادوی  توام  د ر بند  گیسوی  توام


زان می که در چشمان توست پر کن تو جام چشم من


.
هر گه نگاهت می برد دل را به کوی عاشقی


گویی که  دنیایی دگر  باشد  به کام  چشم   من


.
تیر  نگاهم  را  کشم  شاید  نشیند  بر  دلت


آه  از دل سنگ تو  و  سودای خام  چشم من


.
گر چه دل "شیدا"یی ام در حسرت آهوی توست


نادیده  عاشق پیشه گی  باشد  مرام  چشم من





تو آئینه سپید بخت منی
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 12 مهر 1390 توسط N. Renik | نظرات ()


قلب تو پناه مهر پاک من است

وین سینه پناه مهربانی تو

ای شاخه ی سبز مهر خسته مباد

گل های سپید شادمانی تو


از بوی بنفشگان گیسوی تو

پرواز پرستوان سرکش یاد

پروای شکیب آهوان گریز

سرشاری تاک و می گساری باد


تو آینه ی سپید بخت منی

مهر تو گواه بختیاری من

ای تو یگانه غمگساری من

با یاد منی و یادگاری من


افسانه ی مهری، ای به یاد تو یاد

ای سینه پناه جاودان تو باد






مــهــــــــــــــربانی
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 12 مرداد 1390 توسط N. Renik | نظرات ()

مهربانی جاده ای است 

که هر چه پیش تر روند، خطرناک تر می گردد.
 
نمی توان بازگشت

اما لحظه ای باید درنگ کرد

و شاید چند گامی بر بیراهه رفت. 

مدتی است بر جاده ی هموار می رانیم

حرف های نزدیک دارند فرا می رسند،

خطرناک است !




علی شریعتی 


در راه
نوشته شده در تاریخ شنبه 25 تیر 1390 توسط N. Renik | نظرات ()


آن چه من می بینم


ماندن دریاست،


رستن و از نورستن باغ است،


کشتن شب به سوی روز است،


گذرا بودن موج و گل و شبنم نیست،


گرچه ما می گذریم، 


راه می ماند.


 غم نیست.



اسماعیل خویی



(تعداد کل صفحات:17)      1   2   3   4   5   6   7   ...  
درباره وبلاگ


پست الکترونیک
تماس با مدیر
RSS
ATOM
جستجو
آخرین مطالب
قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه‌ها
مرام چشم من
تو آئینه سپید بخت منی
مــهــــــــــــــربانی
در راه
برایت آرزو دارم ...
پـــژواک
جای من خالی ست!!
مرا خدا ساخت
هـــــرگـــــز
خــدا نــگــهـــــــدار
موی سیاه
سپیده دم
شقایق باغ
اشک
آرشیو
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
مرداد 1390
تیر 1390
خرداد 1390
اردیبهشت 1390
فروردین 1390
اسفند 1389
بهمن 1389
دی 1389
آذر 1389
نویسندگان
N. Renik
پیوند ها
Hope Way
Awarezone
حسین ناصری ذاکر
خاکستری نوشت
یک پیاله معرفت
باران رحمت
باران بهاری
این نه منم
نوای فراق
فـاطیــمــا
دکتر مداد
فانوسبان
حریم دل
فــرجــه
وب نامه
گل پونه
آن من
کتیبه
اتوپیا
ارمیا
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
كل مطالب : عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
Blog Skin